دکترحسن ملکی: اسناد تحولی به آموزش و پرورش شناسنامه فلسفی، فرهنگی و اجتماعی داده است.

آقای دکتر ملکی معاون طراحی و تولید بسته های یادگیری روز دوشنبه 98/7/29 در نشست مدیران وزارت آموزش و پرورش بیان نمودند که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بنا به تصریح مقام معظم رهبری در فرمایشات اخیرشان و بنا به تحلیل عقلانی و منطقی قلب آموزش و پرورش است. قاعدتا این قلب باید پویا تپنده و سالم باشد. در شرایط کنونی ماموریت اصلی که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای خود تعریف کرده عملیاتی کردن اسناد تحولی است. اسناد تحولی شامل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی که از افتخارت وزارت آموزش و پرورش می باشد زیرا این اسناد به آموزش و پرورش شناسنامه فلسفی و فرهنگی و اجتماعی داده است.

اکنون سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بنا دارد این اسناد را عملیاتی کند. برنامه های درسی و کتاب های درسی و سایر فعالیت هایش را بر این مبنا قرار دهد. ممکن است که پرسیده شود مگر این اسناد بالادستی در گذشته عملیاتی نشده اند؟ در سالهای اخیر نهایتا تلاش شده است که برنامه های درسی با اسناد بالادستی همسو بشوند که این ادای حق مطلب نیست.

مطالبه اسناد بالادستی این است که تصمیمات تعلیم و تربیت به عنوان بنا، مبتنی گردد بر این مبنا، این ماموریت اصلی کنونی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است. البته کار آسانی نیست ولی ناگزیر هستیم که در ادامه کارهایی که در گذشته انجام شده این کار را دنبال کنیم.این یک طرف طیف برنامه های آموزش و پرورش در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است. در آن طرف طیف بنا هست که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به عرصه اجرا نزدیک تر شود. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با اجرا یعنی با متن واقعیت های آموزشی با سطح مدارس ارتباط قوی و روشنی ندارد و این باعث می شود فاصله بین برنامه درسی قصد شده تا برنامه درسی اجرا شد و کسب شده فاصله زیادی داشته باشد. حقیقتا سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بنا دارد که به عرصه اجرا نزدیکتر شود، داده ها و اطلاعات از واقعیت های موجود رابهتر و بیشتر دریافت بکند که البته این کار با حمایت و هدایت معاونت محترم آموزشی وزارتخانه قاعدتا باید شکل بگیرد که این بخش عملیاتی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی خودش را در یک امتداد قرار داده است و در یک طرف این خط امتدادی حوزه های معرفت، علم، فضای نظری و فکری واسناد بالادستی قرار دارند که اینها آرمانها هستند و در طرف دیگر واقعیات هستند که میخواهند متصل بشوند. بنده به عنوان عضو سازمان آموزش و پرورش و عضو هیئت علمی علامه طباطبایی به نیت کمک به این مطلب ملحق شده ام و به این دوستان عرض میکنم اگر سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بتواند تکلیف خود را بین آرمانها و واقعیت ها تعیین بکند قدم بزرگی برداشته است. یعنی از یک طرف اتصال به آرمانها که از اسناد بالادستی تجلی دارد از یک طرف ارتباط با واقعیتها، اگر بتواند این نسبت را خوب تحلیل بکند و برای تحلیل آن برنامه عملیاتی داشته باشد به نظرم گام بزرگی است که بتواند بردارد.

نظر دهید

Image CAPTCHA
شناسه امنیتی داخل تصویر را وارد کنید.